A wide view into the world of photography

Saturday, November 24, 2007

معرفی یک عکاس

اندرو وارهولا

(6 آگوست 1928_ 22 فوریه 1987)

او را با عنوان اندی وارهول ، بهتر میشناسیم ؛ اندی وارهول از جمله هنرمندانی است که با ورود به دنیای هنر ، در حوزه های مختلفی از آن، برای جان دادن به ایده های خود و خلق آثار منحصر بفردشان فعالیت کرده اند. از اینرو پس از بیان شرح مختصری از بیوگرافی وارهول که بیشتر به جنبه های پرورش یافتن شخصیت هنری اش معطوف می باشد، به این فعالیتهای هنری که در عرصه های مختلفی همچون نقاشی ، فیلمسازی و عکاسی بوده است،میپردازیم.

او از جمله هنرمندان امریکایی است که به عنوان یکی از اشخاص محوری و پایه گذار در نهضت "[1]Pop Art " شناخته شده است. وارهول بواسطه کارهایش، به عنوان یک نقاش، تبدیل به شخصیتی بلندآوازه وجهانی شد. او یک فیلمساز پیشرو، یک رکوردگذار، یک مولف و یک شخصیت مردمی بودکه بواسطه شخصیتش حتی برای افراد ولگرد خیابان که از نظر اجتماعی کاملا متمایز بودند؛ برای روشنفکران برجسته، برای اشخاص شهیر هالیودی و برای نجیب زادگان پولدار مشهور، هم کاملا شناخته شده است. او شخص پرحاشیه ای در طول زندگی اش بود (کارش برخی اوقات بوسیله منتقدان مانند یک شوخی یا طنز به استهزاء کشیده شده است.)، وارهول بعد از مرگش(1987) تبدیل به موضوعی برای بسیاری از نمایشگاههای بازنگرانه ،کتابها و فیلمهای مستند شد. اغلب منتقدان هنری، او را به عنوان یکی از تاثیرگذارترین هنرمندان قرن بیستم تصدیق می کنند.

او در پترزبورگ ایالت پنسیلوانیا ی امریکا متولد شد.والدین از کشور چکسلواکی به امریکا مهاجرت کرده بودند.او از همان دوران کودکی ونوجوانی، استعداد خود را به طرق مختلف در هنر نمایان می ساخت، بطور مثال در سن 8 سالگی تصاویر یک کارتون را بر روی دیوار خانه شان نقاشی کرد؛ در سن 9 سالکی زیرزمین خانه شان را به یک تاریکخانه عکاسی تبدیل کرد و با دوربین خانوادگی(کداک برونی) خود شروع به عکاسی کرد. او در همین سنین به بیماری سختی دچار شد که باعث طرد شدن او از بین همسالان و مانوس شدن بیشترش با دنیای هنر شد.

وارهول از این دوره بیماری اش به عنوان دوره ای که در شکل گیری شخصیت هنری اش نقش بسزایی را داشته است یاد کرده است. او تحصیلاتش را در رشته هنر بازرگانی در دانشکده هنرهای زیبا (درسال 1945) در انجمن تکنولوژی کارنیگه (دانشگاه کارنیگه ملون(Carnegie Mellon) حال حاضر) ادامه داد؛و توانست خیلی زود خود را به عنوان یک استعداد برجسته در طراحی معرفی کند. بمحض فارغ التحصیل شدن(1949) ، وارهول به سمت نیویورک عزیمت کرد. در شهر جدید سکونتش،کارثابتی را به عنوان یک هنرمند در عرصه تجارت پیدا کرد و در چند مجله و روزنامه به عنوان یک طراح تصویر شروع به فعالیت نمود.

او اولین نمایشگاه انفرادی خود را در گالری هوگو(Hugo) با به نمایش گذاشتن 15 تابلوی نقاشی بر اساس نوشته های ترومن کاپوته برپا کرد(1952). همچنین او توانست موفق به دریافت تقدیر از " انجمن هنری و موسسه هنرهای گرافیکی آمریکایی" شود.

او توانست شخصیتهای کمدی همچون Dick Tracy, Popeye, Superman را خلق کند. و فعالیتش را در عرصه هنرهای بازرگانی و تبلیغاتی با طراحی اسکناس دلار، قوطی های سوپ کمپل(Campbell's Soup Cans) و دو نمونه از بطریهای کوکاکولا، به اوج برساند.

فعالیت جدی او در زمینه عکاسی از آگوست سال 1962 با معرفی تکنیک چاپی silkscreen[2] photo به دنیا شروع می شود. او توانست با استفاده از تجربیاتش در طراحی و نقاشی و پی بردن به قدرت انکار ناپذیر تصاویر، خیلی زود به این مهم دست پیدا کند و بتواند با استفاده از این تکنیک، از یک تصویر، همزمان چند نسخه را با شرایطی کاملا متفاوت از نظر رنگبندی و ترکیب تولید نماید و به تولیدی انبوه از یک تصویر در مدت زمان کوتاه برسد. عکسهایی را که او برای چاپ فوتو سیلک اسکرین استفاده میکرد با مدل ویژه ای از دوربین پلاراید گرفته می شدند؛ پیدایش این تکنیک در چاپ عکس به نزدیک شدن عکاسی به نقاشی کمک بسزایی کردو توانست تاثیر بزرگی بر عکاسی هنرمندانه داشت.

او در ذهنش با سرمشق گرفتن از رابرت روسچنبرگ(Robert Rauschenberg) ، چاپ کارهایش را از چاپ دستی به سیلک اسکرین عکس تغییر مسیر داد.

از آثار او که به این روش خلق شده است میتوان به پرتره افراد نام آشنایی همچون: مایکل جکسون(Michael Jackson) (خواننده) ، جان لنون (John Lennon) (ترانه سرا، خواننده ، نوازنده) ، مایک جاگر ( Mick Jagger) (بازیگر،نوازنده راک) ، دیانا رز(Diane Ross) (خواننده وترانه سرا)، لیزا مینللی(Liza Minnelli) (خواننده و بازیگر)، بریجیت باردوت( Brigitte Bardot) (بازیگر فرانسوی، فرم دهنده مدلهای Fashionمحمد علی کلی (Muhammad Ali)(بوکسور) اشاره کرد. پرتره معروف او مربوط به دیکتاتور کمونیست چینی مائو زدونگ(Mao Zedong) است که در سال 1975 گرفته شد. از کارهای معروف او که با این روش چاپ و منتشر شده اند میتوان به پرتره هایی از Elvis Presley، Jackie Kennedy وMarilyn Monroe اشاره کرد.

دامنه استفاده او از این تکنیک چاپ به دنیای مد(Fashion) هم کشیده شد و او طرحهای خود را برای لباسهای مدلها را با این روش چاپ میکرد. همچنین او طرحهای مشهور خود را که مربوط به مد کفش بودند و شهرت بسیار زیادی در بین مردم پیدا کردند را در کتابی بنام " Shoes, Shoes, Shoes " به چاپ رساند. او آثار نقاشی و طراحی اش را نیز در قالب کتابهای دیگری با موضوعات "غذا، کریسمس و..." منتشر کرده است. از دیگر تالیفاتش میتوان به کتاب فلسفه اندی وارهول (1975) اشاره کرد. او در این کتاب ایده های خود را در رابطه با ذات هنر در این کتاب بیان کرده است.

وارهول به همراه جرارد مالنگا (Gerard Malanga) (فیلمساز و عکاس) در سالهای آغازین دهه1970 ، مجله اینترویو(Interview) را تاسیس کرد.

اندی وارهول به دنبال یک جراحی عادی کسیه صفرا در 22 فوریه 1987 وفات یافت و پس از تدفینش در پترزبورگ ، دوستان و شرکاء اش لوح یادبود جمعی در کلیسای پاتریک در نیویورک با همراهی 2000 نفر از مردم بنا گذاشتند.

در سال 1989 ، موزه هنر مدرن نیویورک مروری بر کارهای او داشت. موزه اندی وارهول نیز در ماه می سال 1994 در پترزبورگ ، پنسیلوانیا دایر شد.

مرجع:

دایره المعارف و سایت مرجع wikipedia

http://www.biography.com

http://cybermuse.gallery.ca


[1] هنر پاپ (Pop Art) یا هنر مردم‌وار یک جنبش‌ هنری بود که در سالهای دهه ۶۰-۱۹۵۰در انگلستان و آمریکا به وجود آمد. هنر پاپ یکی از جنبشهای اصلی قرن بیستم بود. دستمایهٔ اصلی هنرمندان این سبک فرهنگ مردمی ، تولیدات انبوه ، تبلیغات محیطی یا تلویزیونی ، بسته بندی‌ها و درکل هر آنچه مردم بیشتر می‌دیدند از چیدمان ۱۰۰ قوطی کنسرو سوپ گرفته تا سریوگرافی پرترهٔ مونالیزا. این سبک را می‌توان یک سبک روشنفکرانه با نگاهی انتقادی به مصرف گرایی به خصوص در آمریکا دانست.

[2] چاپ سیلک‌اسکرین یا «چاپ سیلک» روشی برای چاپ تصویر است. چاپ سیلک اسکرین از پرکاربردترین چاپها محسوب می شود. درواقع کمتر جنسی را میتوان یافت که امکان انجام این شیوه چاپ، به شکل دستی و ماشینی فراهم است. تنوع در نوع مرکب قابل استفاده در این چاپ، امکان چاپ روی مواد مختلف را فراهم ساخته است. شیوه ساده این تکنیک باعث می شود که روی سطوح صاف، گرد، بی نظم و ... امکان چاپ فراهم شود. در واقع می توان گفت که تمامی اشیایی که در اطراف خود می بینید چه از نظر نوع جنس و چه از نظر شکل ظاهر، تحت پوشش چاپ سیلک قرار می گیرند.

در این روش از پارچه با توری با سوراخ‌های بسیار ریز استفاده می‌شود. توری در قابی ثابت می‌شود. تصویر مورد نظر روی این توری نقش می‌شود. سپس بخش‌هایی از تصویر که نباید رنگ بخورد با ماده‌ای مسدود کننده مانند موم پوشیده می‌شود. این قاب توری را در این حالت شابلون یا کلیشه می‌نامند. سپس مرکب چاپ یا رنگ را با فشار کاردک یا غلطک به سطح چاپ شونده منتقل می‌کنند. رنگ یا مرکب فقط از بخش‌هایی که مسدود نشده یه کاغذ یا سطح چاپ شونده منتقل می‌شود و تصویر روی آن ظاهر می‌گردد.

با این روش میتوان بر روی مواد مختلف چاپ های تک‌رنگ یا چندرنگ صورت داد. با سیلک‌اسکرین می‌توان روی انواع مواد مانند پارچه و چینی و سرامیک و فلز و غیره تصویر چاپ کرد. با چاپ سیلک می‌توان روی اجسام با شکلهای مدور و غیر مسطح نیز چاپ نمود که از این نظر در بین روشهای چاپی منحصر به فرد است. این نوع چاپ برای چاپ تبلیغی بر روی اشیای گوناگون مثل تقویم و سررسید و لیوان و کاغذ بکار می‌رود.

Monday, November 19, 2007

زیبایی شناسی از جنس آشپزخانه

عکس "افسانه سروقدی" عکسی آبستره از ابزار مورد استفاده در زندگی روزمره، که در عین سادگی و در دسترس بودن عناصر موجود در عکس ، حاکی از دید موشکافانه و حس کنجکاوی هنرجویانه ای است که با زیرکی خاصی به ترکیب ها و هارمونی های پیرامون خود می نگرد.

این اولین باری نیست که یک عکاس دوربین خود را به سمت وسایل و ظروف آشپزخانه نشانه می رود.

"جن گروور" در سال 1977 با هدف ثبت یک مجموعه عکس از طبیعت بی جان حاضر در آشپزخانه به عکاسی پرداخت. عکسهایی از این نوع معمولا از لحاظ چیدمان، فارغ از هر گونه ترکیب بندی پیچیده ای می باشند.

اتمسفر حاکم بر این عکس اتمسفری سرد و بی جان است، که با ریزش قطرات آب ، جان میگیرد و به تکاپو
می افتد و به خوبی میتوان معنای درحرکت بودن زندگی را در ریزش قطرات آب دید.

عکس از لحاظ بصری دارای سنگینی محسوسی در قسمت راست کادر می باشد؛ این عدم تعادل به دلیل قرار گرفتن مستطیل سیاه رنگ در پس زمینه کادر می باشد که چشم را به سمت خود منحرف می سازد و باعث تمرکز و هدایت چشم به سمت خود می شود. جایی که در آنجا اتفاقی در حال وقوع است؛ به سمت چکیدن قطرات آب از لبه چنگال. همچنین حضور خطوط اریب چنگال در امتداد ریتم موزون بافتهای ظرف و پایه های فلزی آن باعث تقویت این حرکت به سمت قسمت طلایی و تقریبا بیرونی کادر می شود.

انتخاب حالت رنگی، سیاه و سفید و کنتراست بالا برای این عکس کاملا به جا به نظر می رسد. زیرا عکس از عناصر سرد و بی روح فلزی تشکیل شده که از نظر ترکیب رنگ دارای رنگهایی خنثی هستند و از لحاظ بصری، تاثیری در ریتم عکس و اتمسفر حاکم بر آن ندارد.

تخت بودن تصویر حاکی از استفاده کردن عکاس از لنز تله است و وضوح بالای جزئیات در بافت عناصر نشان دهنده استفاده کردن از درجه ای بسته از دیافراگم است. با در نظر گرفتن این دو مورد می توان چنین نتیجه گیری کرد که با یک لانگ اکسپوژر (استفاده از زمان طولانی برای ثبت تصویر و نوردهی) روبرو هستیم.

عکس را هم می توان از نظر بافت عناصر تشکیل دهنده مورد آنالیز قرار داد. بافتهای صیقلی و نرم قطرات آب (مواد آلی) با قرار گرفتن در کنار بافتهای خشن و محکم فلز که مصنوعاتی ساخته دست بشر هستند هر یک با داشتن حسی متضاد با دیگری درشکل گیری یک کنتراست موثر می باشند.